خرید بک لینک

یک سال و سه ماه پیش، در همچین شبی، همین حسی را داشتم که حالا دارم.
که در یک روز جمعه که مجبور بودم از شنبه اش بروم سرکار، آرزو می کردم کاش بابا نگفته بود دخترم می آید. کاش من نمی خواستم بروم بیمارستان. کاش مجبور نبودم دوباره با آدم های قبلی رو به رو شوم. آنقدر استرس داشتم و آنقدر حالم بد بود که از شدت اضطراب، شنبه را نرفتم. از نظر روانی آمادگیِ رو به رو شدن با مکان سابق و آدم های قبلی را نداشتم. اصلا به خاطر همین شنبه را ماندم توی خانه و یکشنبه صبح رفتم بیمارستان؛ در حالی که داشتم از استرس پوست می انداختم و عمیقا آرزو می کردم کاش می توانستم مثل همه ی وقت هایی که کم می آورم، بزنم زیر میز و بازی را به هم بریزم.
حالا هم همین حس را دارم. بعد از پانزده ماه که در اکثر روزهایش مشتاقانه رفته ام سر کار، حالا و در همین لحظه واقعا دلم می خواست امروز به جای 22 فروردین، 31 فروردین بود و من آخرین روز کاری ام را پشت سر گذاشته بودم. حالم بد است و فکر می کنم دیگر تواناییِ رو به رو شدن با آن آدم ها را ندارم.

ضمیمه 1 : نمی توانم این فکر را از توی سرم بیرون کنم که این همه وقت، خودم را علاف کرده بودم آنجا. برای آدمی که بهم بگوید "بقیه هستن."
خسته ام از عقب و جلو شدن. واقعا احساس می کنم یک پارچ بلوری ام. امروز صبح تصمیم می گیرند آب جوش تویم بریزند و عصر یکهو آب سرد. خیال می کنم دقیقا مثل یک پارچ بلور که هی سرد و گرم شده، ترک برداشته ام.

ضمیمه 2 : حالم بد است.
کاش مجبور نبودم بروم بیمارستان.

ضمیمه 3 : من یک خط صاف می خواهم. یک تابع معمولی، بی نقاط اکسترمم. یک حال مشخص و ثابت که همیشه "حداقل" ها را داشته باشد. نه مثل تابع سینوس و کسینوس، که اگر می رود بالا بلافاصله بعدش یکهو در دره های عمیق سقوط کند.
دره ها را نمی فهمم. عقب و جلو شدن ها را نمی فهمم، رفتارهایی که تغییر می کنند بدون اینکه من بدانم دلیلشان چیست. دارم با چیزهایی می جنگم که از در و دیوار به سمتم سرازیر می شوند اما من نمی بینم شان؛ چون توی ذهن دیگران هستند. دارم با موانع ذهنی دیگران می جنگم اما حاضر نیستند حتی به من بگویند چه فکری، چه چیزی توی ذهنشان تغییر می کند یکهو. از این جنگ با دورِ باطل خسته ام. واقعا خسته.
تمام شده ام دیگر. پایانم فرا رسیده.
من بُریده ام. و تمام.

ضمیمه 4 : کاش از اول نگفته بودم فروردین هم می آیم.
کاش همان اسفند آخرش بود.

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدری تاريخ: سه شنبه 2 ارديبهشت 1399 ساعت: 20:20

صفحه بندی