خرید بک لینک

بازی های آسیایی در حال تمام شدن است و به طرز شگفت آوری، در رشته هایی که هیچ امیدی به مدال آوری شان نداشتیم مدال آورده ایم!
اسکیت بانوان مدال نقره؟!؟! در شرایطی که بازیکنان می گفتند هیچ زمینی برای تمرین نداریم، واقعا چطوری همچین چیزی ممکن است؟؟!!
بعد در رشته هایی که همه ی پول مملکت را می ریزند توی حلقوم شان، در همان مراحل ابتدایی حذف می شویم. مثلا در فوتبال!
امشب حرف های مهدی الفتی و رئیس فدراسیون ژیمناستیک را توی تلویزیون می شنیدم و کم مانده بود گریه ام بگیرد. طفلکی ها :(

ضمیمه 1 : عمیقا دلم مسافرت می خواهد. و تعطیلات.

ضمیمه 2 : وقتی چشم هایم از زور گریه ورم کرده بود و سرم درد می کرد و معده ام سوزن سوزن می شد، روی تختم دراز شدم و پست وبسایت بی بی سی فارسی درباره ی تنهایی را خواندم.

ضمیمه 3 : دلم کافی شاپ می خواهد. در تنهایی. و در سکوت.

ضمیمه 4 : فقط اگر جواب ایمیلم را بدهد و مثلا بگوید ویزا ساپورت دارند و بعد بهم ویزا بدهند! از خوشحالی سکته می کنم قطعا!

ضمیمه 5 : چرا این روزها زندگی انقدر حوصله سر بر و خسته کننده است؟

ضمیمه 6 : کاش من آینه ی روی دراور اتاقم بودم. کاش کتابخانه ام بودم. کاش میز تلویزیون بودم و از جایم تکان نمی خوردم. کاش کمد بودم و همانجا توی دیوار، پَرچ شده بودم و نمی توانستم از جایم جُم بخورم. روزها و روزها می گذشت و من همانجا در همان حالت مانده بودم و حس سکون رو تجربه می کردم.
و احتمالا لذت می بردم.

ضمیمه 7 : باید یک داستان جدید بنویسم حتما.

+  جمعه چهاردهم مهر ۱۴۰۲ -  ۱۰:۲۸ ب.ظ  -  هدی  | 

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدری تاريخ: چهارشنبه 26 مهر 1402 ساعت: 19:55

صفحه بندی