خرید بک لینک
از یک جایی به بعد در این ترم، مزخرف ترین روزِ هفته برایم شنبه شد.
از یک جایی به بعد، مزخرف ترین ساعت در تماااااااام طول هفته ام بازه ی بین ساعت 3 تا 5 بعد از ظهرِ روزهای شنبه بود. از یک جایی به بعد، نفس گیر ترین دقایق هفته ی من بین ساعت 3 تا 5 بعد از ظهرِ روزهای شنبه ای بود که خانم ز.میم. در کلاس درس حضور به هم می رسانید.
از یک جایی به بعد در این ترم، برای من سخت ترین کار تحمل خانم ز.میم. در صندلی کناری ام بین ساعت 3 تا 5 بعد از ظهر روزهای شنبه شد.
من، و همه ی شنبه بعد از ظهرهایی که دقیقا مشابه "کِش تُمبون" باید از دست خانم ز.میم. در می رفتم!

ضمیمه 1 : خدایا ممنونم که شنبه بعد از ظهرهایم را تمام کردی. قشنگ از درِ کلاس در می آمدم از فکر اینکه شنبه ی بعد دوباره باید با خانم ز.میم. مواجه بشوم یک هفته اعصابم لِه بود.

ضمیمه 2 : بابت شکستگی دندانم و ترکیدگی های شانه و پاهایم، خوبم.

ضمیمه 3 : دلم اصلا حااااااااال آمد با تیتر صفحه اول شماره ی امروز روزنامه اعتماد.
برای اولین بار دیدم اعتماد تیتری بسیار بسیار تندتر از شرق زده!

ضمیمه 4 : مروّح کن دل و جان را، دل تنگ پریشان را ... گلستان ساز زندان را بر این ارواح زندانی ...

ضمیمه 5 : آقای دکتر. راستش را بخواهی حالم داشت از خودم به هم می خورد از اینکه در چند هفته ی اخیر برای دیگران دلیل می آوردم که چرا باید به تو رای بدهیم، در شرایطی که حتی یک بار در این چهار سال یادم نرفت چه وعده هایی دادی و بهشان عمل نکردی ...
آقای دکتر، من فقط به خاطر حُسنِ انتخابت برای سِمَتِ وزیر امور خارجه و به خاطر لبخندِ "تحریم براندازِ" وزیرت به تو رای دادم. من فقط به خاطر متصدّی وزارت نفت ات، به خاطر برابر شدن برداشتِ گازی مان از پارس جنوبی با قطر، به خاطر توافق دلچسب اوپک و افزایش تعداد بشکه های صادر شده ی نفت مان به تو رای دادم. من فقط به خاطر معاون اول ات به تو رای دادم. من فقط به خاطر وزرای خوبِ علومت به تو رای دادم. من فقط به خاطر وزیر کاربلدِ اقتصادت و چهار سال توانایی اش در "سه برابر نکردن قیمت دلار" به تو رای دادم. من فقط به خاطر وارد شدن هواپیماهای نو و درست و حسابی بعد از صد هزار سال به ایران، به تو رای دادم. من فقط به خاطر بازگشت زندگی به دریاچه ی ارومیه و حیات دوباره ی زاینده رود به تو رای دادم. من فقط به خاطر حفظ کردن امنیت ایران در میان روزهای ملتهب کشورهای همسایه مان به تو رای دادم. من فقط به خاطر "هر از گاهی واقعیت های مساله دار را به مردم در سخنرانی ها گفتن" ات به تو رای دادم.
اگرچه هزاران دلیل و نقطه ی منفی در کارنامه ات بود که می شد به خاطر همان ها به تو رای نداد اما، من فقط به خاطر آینده ی فرزندانم، به خاطر آینده ی فرزند کوچک هدیه، به خاطر آینده ی ایران که روزهای بهتری داشته باشد به تو رای دادم.

ضمیمه 6 : باید این را مطمئن باشی که نصف رای هایی که آوردی - از جمله رای خود من - رای به بودنِ تو نبود، در واقع رای به نبودنِ بقیه بود.
رای به ترس از تکرار شدن گذشته بود. - که اگر تو هم بخواهی گذشته را تکرار کنی، این مردم دیگر چیزی برای از دست دادن نخواهند داشت.

ضمیمه 7 : صفحه ی سوم روزنامه اعتماد امروز بخشی از سخنرانی بیژن زنگنه در بین مردم آران و بیدگل را درباره بابک خان همساده ی ما نوشته که آدم از خواندنش گریه اش می گیرد، "آقای بابک ز*نجا*نی با سود پول خود ۱۳ هزار ميليارد تومان از پول ملت ايران را خورد و برد، ميدانيد ۱۳ هزار ميليارد تومان يعني چه مقدار؟"
قبل از اینکه ادامه ی متن سخنرانی زنگنه را بخوانم نمی دانستم سیزده هزار میلیارد تومان یعنی چه. وقتی خواندم تازه دوهزاری کج ام افتاد، "اگر محاسبه كنيد از زمان هجرت رسول اكرم (ص) تا امروز ۴۴ ميليارد ثانيه است، ۳۰۰ برابر اين مقدار را آقاي بابك ز*نجا*ني پول ملت را خورد، ساعتي يك ميليون و ۸۰ هزار تومان را خورد و اين بدون حمايت و پشتيباني قابل انجام نبوده است."
یعنی همه ی روزهای مشعشع دولت آقای پاکدامن که ما اکثرا در حال حرص خوردن بودیم و از شنیدن عبارت های "وان دقیقه" در سازمان ملل و "اون ممه رو لولو برد" و "آب رو بریز اونجا که می سوزه" تا بناگوش مان از خجالت سرخ شده بود، بخش کثیری از پول های این کشور داشت به حساب افراد کوچکِ بزرگ شده در همان دولت واریز می شد ...
چرا آدم نباید گریه اش بگیرد.

ضمیمه 8 : به هر حال، با هر انگیزه ای، به هر دلیلی، مهم این است که کاندیدای مورد نظر من رای آورده و،
نام جاوید وطن، صبح امید وطن
جلوه کن در آسمان ...

+ یکشنبه سی و یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۱:۲۱ ق.ظ - هدی |

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدری تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 4:26

صفحه بندی