ضمیمه 1 : به قول مامان، خدا رحم کرد وقتی داشتم می خوردم زمین دستم به کتری گیر نکرد که در آن هاگیر واگیر آب جوش هم چپه شود رویم!
که در آن صورت حقیقتا شاهد واقعه ای نورٌ فوقَ کلِّ نور بودیم!
ضمیمه 2 : به نظرم مردم حس هایشان را کاملا از دست داده اند.
در چند وقتِ اخیر هر روز با اتوبوس و تاکسی برگشته ام خانه در شرایطی که هر روز حداقل یک روزنامه در دست داشته ام که عکس یا تیتر درشت صفحه اولش به انتخابات ربط داشته. و هر روز بیشتر از قبل تعجب کرده ام وقتی هیچ کدام از آدم هایی که توی تاکسی یا اتوبوس کنار دستم نشسته بودند کوچکترین واکنشی نشان نداده اند. نه حرفی، نه اعتراضی، نه جمله ی سوالی ای که "شما به کی رای می دین؟"، نه حتی نیم نگاهی به عکس های صفحه ی اول روزنامه ...
در شرایطی که من توجه ام به تمام پوسترهای تبلیغاتی در سطح شهر جلب می شود و تا همین امروز جلوی اکثرشان ایستاده ام و اسامی و نوشته هایشان را خوانده ام و از خیلی هایشان عکس گرفته ام!
واقعا فکر می کنم که مردم حس هایشان را نسبت به خیلی چیزها از دست داده اند.
ضمیمه 3 : من رای می دهم، تا وقتی فرزندِ پانزده ساله ام از من سوال کرد "مامان، تو برای کشورت چی کار کردی؟" در شرایطی که هیچ وقت هیچ کاری برای کشورم نکرده ام، بتوانم سرم را بگیرم بالا و توی چشم هایش زل بزنم و بگویم "من برای بهتر شدنِ ایران رای داده ام".
ضمیمه 4 : لطفا بگو "پنبه" را از کجا آوردی خب! :))))
ضمیمه 5 : دارد فقط برای 10 روز از کانادا می کوبد می آید ایران، برایم نوشته اصلا یکی از ۳ دلیلی که دارم وارد نیم کرهٔ اونوری زمین میشم همین کنجد شماست.
از همان اولش هم خل بود، خنده ام می گیرد!
ضمیمه 6 : نوشته ی مازیار خسروی در روزنامه شرق امروز. جایی که توضیح داده:
اميد به تكرار اين رخداد اما براي اصولگرايان بسيار خوشبينانه است. نخستين دليل بدبيني، اين است كه در ميان زعماي قوم اصولگرايان، كسي نيست كه در بزنگاههاي سرنوشتساز كليدواژهاي را «تكرار» كند و از بدنه اين جناح پژواكي درخور دريافت كند.
ضمیمه 7 : مدت هاست به این فکر می کنم که با وجود تمام محدودیت ها و تخریب ها و حرف های عجیب و غریب و تهمت هایی که به یک نفر زده می شود، چطور ممکن است تنها تلفظ اشتباهِ یک فتحه بر روی حرفی که علی الاصول با کسره خوانده می شود، این همه داستان به پا کند و در ذهن خیلی ها ماندگار شود و اصلا اوضاع به حالتی برسد که خیلی ها دلشان بخواهد مِن بعد همه چیز را با فتحه "تَکرار" کنند کلا؟
می خواهم بگویم چطور می شود تمام تخریب های شبانه روزی در اکثر رسانه های جمعی علیه یک نفر نتیجه ی عکس بدهد؟ تا جایی که تلفظ اشتباهیِ یک کلمه - که احتمالا نشأت گرفته از لهجه است و باید علی الاصول بیشتر مایه ی تمسخر شود - نه تنها نظر منفی ای در اذهان عمومی در پی ندارد بلکه در همان اذهانِ عمومی حک شده و تبدیل به یک حالت "کی ورد" می شود اصلا!
ضمیمه 8 : تُعِزُّ مَن تَشاء و تُذِّلُ مَن تَشاء ... هر که را خواهی عزت بخشی و هر که را خواهی خوار گردانی ...
ضمیمه 9 : از اینکه تا این حد خودت را به آنها می چسبانی بدم می آید.
واقعا بدم می آید.
ضمیمه 10 : سخنرانی روحانی در تبریز را هم در اعتماد و هم در شرق خواندم. به نظرم خیلی عجیب آمد اینکه بتوانی قسم بخوری - آن هم قسم جلاله - که "به خدای احد و واحد قسم اگر روحانی یک ذره هوس برای ریاست داشته باشد."
سخت، خیلی خیلی سخت، توانستم این جمله را قبول کنم.
ضمیمه 11 : ازت ممنونم ابراهیم رها که هنوز، هنوز بعد از 9 سال نوشته هایت من را می خنداند. ازت ممنونم که مثل اکثر طنزنویس ها یک روز عالی و پنج روز مزخرف نمی نویسی. ازت ممنونم که سوژه های طنزنویسی ات تمامی ندارد. ازت ممنونم که هنوز هم عین اولین روزهایی که با خواندن نوشته هایت روی زمین غلت می زدم لبخند واقعی را به من می دهی.
15 دلیل برای رای دادن.
ضمیمه 12 : به قول ابراهیم رها، "تَکرار کن عزیز ... تنها نمان به درد ..."
(از اساس حسّ این آهنگ را فراموش کرده بودم.)
ضمیمه 13 : کتاب هفته، جشن آش پزان.
(خاطرات دستنویس ناصرالدین شاه قاجار از مراسم ابداعی اش!)
برچسبها: اتفاق هایم, دیگران نوشت, روزگذر هایم, کتاب هایم
برچسب:
نویسنده: کیانوش حیدری