ضمیمه 1 : از استرس در این بیست و چهار ساعت سه تا جوش به صورتم اضافه شد!
می توانم با قطعیت از همین جا اعلام کنم که به نظرم زن بودن فرایند بی نهایت مزخرفی است.
ضمیمه 2 : امیرپارسا امشب به صورت کاملا مستقلانه تلفن کرد به موبایلم تا به قول خودش "می خواستم خاله گی ات رو بت تبریک بگم"!
خنده ام گرفت از خاله گی ام!
ضمیمه 3 : واقعا مناظره ها مو بر تنم سیخ می کند.
بالاخره یکی از این 6 نفر رئیس جمهور خواهد شد. هر کدام که بشوند، من فقط دارم به این فکر می کنم که 5 نفر باقی مانده چطور بعد از اعلام نتایج می توانند چهار سال توی چشم های آن یک نفر نگاه کنند؟ چطور می شود همه به هم تهمت بزنند و بد و بیراه بگویند در حالی که به هر حال تنها یکی، رئیس بقیه خواهد شد؟ اصلا کاری به اینکه چه کسی رای می آورد ندارم، می خواهم بگویم چطور می شود همه همدیگر را مثل آبِ خوردن متهم به دروغگویی بکنند در حالی که بالاخره یکی از همین دروغگوها رای خواهد آورد و بعدا بقیه باید با آن یک نفر رو به رو بشوند؟
چطور می شود آبروی کسی را اینطوری بُرد و بعد هم انگار نه انگار اتفاقی افتاده؟
ضمیمه 4 : آآآآآآه از فردا بعد از ظهر؛ که چه روز مزخرفی است.
ضمیمه 5 : از واکنش اطرافیان تعجب می کنم.
و کاملا به فکر فرو می روم.
برچسب:
نویسنده: کیانوش حیدری