خرید بک لینک
همان اولین روزهایی که هدیه ازدواج کرده بود روی فیس بوکم نوشتم "به نظرتون خواهرزن خوبی می شم؟ ... اینو باید از علی پرسید!"
یک دوست قدیمی داشتم که اخلاق هایش واقعا خاص بود. خُلقیات خاص شیرین ر. و فائزه سین. مرا بی نهایت یاد او می انداخت. عادت داشت توی یک جمله همه ی آنچه که به نظرش می آمد را بگوید. همیشه همینطوری اظهار نظر می کرد، بی تعارف بود و ظرف چهار کلمه بی رودربایستی حرفش را می زد. گاهی حتی من - که معمولا همه بهم می گویند زیادی از حد رک هستم - از شدت صراحت اظهار نظرهایش جا می خوردم!
یادم می آید زیر جمله ای که من در فیس بوکم نوشته بودم کامنتی گذاشت که در یک بخش از ذهن من حک شد. هنوز بعد از هفت سال کلمه به کلمه اش یادم مانده : "نه، اما خاله ی خوبی می شی."
حالا من خاله شده ام ... خوبی و بدی اش را اما باید بچه ی هدیه تصمیم بگیرد!

ضمیمه 1 : از استرس در این بیست و چهار ساعت سه تا جوش به صورتم اضافه شد!
می توانم با قطعیت از همین جا اعلام کنم که به نظرم زن بودن فرایند بی نهایت مزخرفی است.

ضمیمه 2 : امیرپارسا امشب به صورت کاملا مستقلانه تلفن کرد به موبایلم تا به قول خودش "می خواستم خاله گی ات رو بت تبریک بگم"!
خنده ام گرفت از خاله گی ام!

ضمیمه 3 : واقعا مناظره ها مو بر تنم سیخ می کند.
بالاخره یکی از این 6 نفر رئیس جمهور خواهد شد. هر کدام که بشوند، من فقط دارم به این فکر می کنم که 5 نفر باقی مانده چطور بعد از اعلام نتایج می توانند چهار سال توی چشم های آن یک نفر نگاه کنند؟ چطور می شود همه به هم تهمت بزنند و بد و بیراه بگویند در حالی که به هر حال تنها یکی، رئیس بقیه خواهد شد؟ اصلا کاری به اینکه چه کسی رای می آورد ندارم، می خواهم بگویم چطور می شود همه همدیگر را مثل آبِ خوردن متهم به دروغگویی بکنند در حالی که بالاخره یکی از همین دروغگوها رای خواهد آورد و بعدا بقیه باید با آن یک نفر رو به رو بشوند؟
چطور می شود آبروی کسی را اینطوری بُرد و بعد هم انگار نه انگار اتفاقی افتاده؟

ضمیمه 4 : آآآآآآه از فردا بعد از ظهر؛ که چه روز مزخرفی است.

ضمیمه 5 : از واکنش اطرافیان تعجب می کنم.
و کاملا به فکر فرو می روم.

+ جمعه بیست و دوم اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۱۰:۲۶ ب.ظ - هدی |

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدری تاريخ: سه شنبه 9 خرداد 1396 ساعت: 4:26

صفحه بندی