ضمیمه 1 : از اینکه به عنوان یک مانع برای رفتن بابا به هاروارد عمل کرده ام از خودم متنفر شدم. هرچند این مانعیت آگاهانه نبوده.
ضمیمه 2 : فقط اسمس زدم که بعد از مدت ها حالش را بپرسم، یک روز و نیم بعد جواب اسمس ام را داده که حالش خوب است و نوشته "ببین من بلد نیستم این خبرارو دخترا به چه شیوه های لوسی میدن هر جور میام بنویسمش بازم لوس میشه. نیمه شعبان واسه عقد داریم میریم نجف."
من بُهت زده گوشی به دست همینطوری یکهو خشک شدم!
ضمیمه 3 : یک نفر نیست به برادر آقای رئیس جمهور اسبق بگوید خودت لازم داری یک نفر تو را تضمین کند!
ضمیمه 4 : صمد بهرنگی در تابستان سال 1347 در بخشی از داستان "24 ساعت در خواب و بیداری" نوشته:
شتر این را گفت و انگار پَر درآورده باشد، مثل پرنده ها به هوا بلند شد. زیر پایمان خانه های زیبا و تمیزی قرار داشت. بوی دود و کثافت هم در هوا نبود. خانه ها و کوچه ها طوری بودند که من خیال کردم دارم فیلم تماشا می کنم. عاقبت به شتر گفتم : شتر، نکند از تهران خارج شده باشیم!
شتر گفت : چطور شد به این فکر افتادی؟
من گفتم : آخر این طرف ها اصلا بوی دود و کثافت نیست. خانه ها همه اش بزرگ مثل دسته ی گل هستند.
شتر خندید و گفت : حق داری لطیف جان. تهران دو قسمت دارد و هر قسمتش برای خودش چیز دیگری است. جنوب و شمال. جتوب پر از دود و کثافت و گرد و غبار است اما شمال تمیز است. زیرا همه ی اتوبوس های قراضه در آن طرف ها کار می کنند. همه ی کوره های آجرپزی در آنطرف هاست. همه ی دیزل ها و باری ها از آن بر رفت و آمد می کنند. خیلی از کوچه و خیابان های جنوب خاکی است. همه ی آب های کثیف و گندیده ی جوهای شمال به جنوب سرازیر می شود. خلاصه، جنوب محله ی آدم های بی چیز و گرسنه است و شمال محله ی اعیان و پولدارها. تو هیچ در "حصیرآباد" و "نازی آباد" و "خیابان حاچ عبدالمحمود" ساختمان های ده طبقه ی مرمری دیده ای؟ این ساختمان های بلند هستند که پایین شان مغازه های اعیانی قرار دارند و مشتری هایشان سواری های لوکس و سگ های چند هزار تومانی دارند.
فکر کردم، به جز قسمت سگ های چند هزار تومانی که تبدیل به سگ های چند میلیونی شده اند، چقدر شبیه الان.
ضمیمه 5 :
دست بردار از این در وطن خویش غریب
قاصد تجربه های همه تلخ
با دلم می گوید
که دروغی تو، دروغ
که فریبی تو، فریب.
مهدی اخوان ثالث
برچسبها: حس هایم, کتاب هایم, چون شعر زندگی ست
برچسب:
نویسنده: کیانوش حیدری