ضمیمه 1 : بعد از مدت ها صدای لپ تاپم باز بود و من بی هوا صفحه ی وبلاگم را باز کردم ...
و آهنگ آپنا نواخته شد ... پاک فراموشش کرده بودم.
پاک از یادم رفته بود که وبلاگم آهنگ هم دارد.
ضمیمه 2 : امروز یکی از کتاب های کوچک صمد بهرنگی - که منتخب داستان های اوست - و چاپ نشر قطره است را شروع کردم.
ضمیمه 3 : نمایشگاه النّکاحُ سُنّتی از فردا تا تاریخ 10 خرداد در موزه ملک برگزار می شود.
نمایشگاهش مربوط به اسناد و مدارک قدیمی موجود در موزه است که به ازدواج ربط دارند. در صفحه ی لینکی که گذاشته ام توضیح داده شده که چه اسنادی در معرض دید قرار خواهند گرفت، اما فکر می کنم هیجان انگیزترین شان عقدنامه ی امیرکبیر و خواهر ناصرالدین شاه است که در همین نمایشگاه نمایش داده می شود.
ضمیمه 4 : کلا همینطوری است.
دارد هیاهوها برایم عادی می شود.
ضمیمه 5 : هر بار می بینمش که با وجود تمام مشکلات و تلخی ها و بدبختی ها و مریضی لاعلاج پسر جوانش در عین حال هزار تا کار مفید و برنامه برای خودش اجرا می کند، فکر می کنم واقعا من دارم توی زندگی ام چه غلطی می کنم؟
ضمیمه 6 : باور نمی کنم مهمانی ای که این همه دوست داشتم دَرَش شرکت کنم و نمی توانستم، دارد برایم توانستنی می شود!
ضمیمه 7 :
شکنجه بیشتر از این که پیش چشم خودت
کسی که سهم تو باشد به دیگران برسد؟
خدا کند فقط این عشق از سرم برود
خدا کند که فقط زود آن زمان برسد.
نجمه زارع
برچسبها: روزگذر هایم, کتاب هایم, تهران دوست داشتنی, چون شعر زندگی ست
برچسب:
نویسنده: کیانوش حیدری