بعضی آدم ها از زیبایی ظاهر مثل گل رز می مانند؛ آنقدر چشم نوازند و آنقدر دل انگیز که ناخودآگاه به سمت شان کشیده می شوی ... و خیلی زود چنان تیغ های کوچک و درشت شان را توی دستت فرو می کنند که مجبور می شوی مدتی را صرف تیمار زخم دست هایت بکنی و شاید حتی تصمیم گرفتی که بی خیال آن آدم بشوی کلا.
دوست داشتم پوستم کلفت می شد، دوست داشتم اصلا از حیث پوست کلفتی تبدیل به یک کرگدن می شدم تا تیغ هیچ گل رُزی توی دست هایم فرو نمی رفت. دوست داشتم یک کرگدن بودم تا راه رفتن روی خرده شیشه هایی که زیر پایم ریخته شده اذیتم نمی کرد و پایم زخم و زیلی نمی شد.
دوست داشتم آنقدر کرگدن پوست کلفتی بودم که هیچ چیز - جز گلوله ی تفنگ یک شکارچی - به اعماق وجودم نمی رسید و در قلبم نفوذ نمی کرد.
کاش یک نفر کتابش را می نوشت که "چطور در پنج روز کرگدن بشویم؟" کاش قرص پوست کلفتی وجود داشت. کاش شربت "کرگدن شدن" داشتیم و یک دقیقه ای کل شیشه اش را سر می کشیدیم و همه مان پوست کلفت می شدیم. کاش توی مدرسه هفته ای سه روز بهمان یاد می دادند که چطور باید در بیشتر روزهای زندگی کرگدن بود و در اندک روزهای باقی مانده اش آدم.
فقط در همان اندک روزهای باقی مانده اش؛ آدم.
ضمیمه 1 : متن بالا را امروز بعد از خواندن نوشته ی هفت ماه قبل بهاره رهنما در صفحه ی آخر روزنامه شرق نوشتم.
ضمیمه 2 : (چون بعد از ال کلاسیکو هیچ پستی نگذاشته بودم)
لیونل مسی ازت متنفرم. ازت متنففففففففرم!
احتمالا اگر مارسلو می دانست که همین تحفه آخرین دقایق گل خواهد زد و باعث باخت رئال خواهد شد قطعا محکم تر می زد توی فک اش! من بودم جوری می زدم که تا آخر عمر کارایی فک اش را از دست بدهد! واه واه!
ضمیمه 3 : همانند خر در گِل!
آن هم از نوع بدجورش!
ضمیمه 4 : به قول مهدی حمیدی شیرازی،
به پاس هر وجب خاکی از این ملک
چه بسیار است آن سرها که رفته
ز مستی بر سر هر قطعه زین خاک
خدا داند چه افسرها که رفته.
برچسبها: من دوستشان دارم, چون شعر زندگی ست
+ چهارشنبه ششم اردیبهشت ۱۳۹۶ - ۱۲:۱۰ ب.ظ - هدی |
برچسب:
نویسنده: کیانوش حیدری
تاريخ: سه
شنبه
9 خرداد
1396 ساعت: 4:26