ضمیمه 1 : وقتی داشتم پست پریروز را ثبت می کردم ابدا فکر نمی کردم صبح نشده 3 تا نظر خصوصی داشته باشم!
ضمیمه 2 : دیشب نصف شبی از بُرد رئال اننننننقدر خوشحال شدم که از هیجان چسبیدم به سقف! واقعا به این می گویند پیروزی! اولین تیم در طول تاریخ که دو بار پشت سر هم قهرمان لیگ قهرمانان شده! بعله!
البته لازم به ذکر است که گل یووه واقعا گل فوق العاده قشنگی بود.
ضمیمه 3 : مطمئنم که اینطوری نبوده.
می توانم این را قسم بخورم که حس های فعلی قبلا نبوده.
ضمیمه 4 : بله، ضرر بازگشت گاهی خیلی زیاد است.
به نظرم همیشه و در هر شرایطی بهتر این است که به برگشت آدم های رفته فکر نکنیم.
ضمیمه 5 : رفتم توی آشپزخانه و گفتم "مامان، کاشکی ..."
مامان سرش را از روی کاهوهایی که داشت سالادشان می کرد آورد بالا و گفت "کاشکی چی؟"
گفتم "کاشکی هوا خنک تر بود."
و نگفتم کاش فردا نمی آمد. و کاش من مجبور نبودم فردا ببینمش.
ضمیمه 6 : نوشته ای که دوستش داشتم، "شايد مشكل ما اينه كه ديگه آدم هايى رو پيدا نمى كنيم كه واقعى بشه عاشقشون شد. كسى برامون اونقدرى كه بايد، با لياقت و خواستنى نيست.
فكر مى كنم اولويت چيزهايى مثل عشق و دوست داشتن، خييييلى تو ليست خواستنى هاى آدما رفته پايين. براى همين، صفت 'واقعى' اين روزا به چيزاى ديگه اى ميرسه..."
ضمیمه 7 : جگرم خنک شد از بُرد امشب والیبال مقابل لهستان! حال کردم!
اصلا خوب شد میرزاجانپور بیچاره ترکید که معنوی نژاد بدبخت بازی اش شکوفا شد!
ضمیمه 8 : هر بار باید کاری را انجام بدهم که برایم خیلی سخت است، از یک هفته قبل تر اش ماتم می گیرم!
تنها کاری که از دستم بر می آید تا کمی از ماتم گرفتگی ام کم کنم، تک جمله ای است که مرتب به خودم می گویم : "هدی، کار سخته رو تو بکن".
ضمیمه 9 : استرس دارم.
و چیزی از استرسم کم نمی شود.
برچسبها: روزگذر هایم
برچسب:
نویسنده: کیانوش حیدری