اولین ها به گمانم همیشه به خصوص هستند. و همیشه هم به خصوص می مانند تا آخر عمرمان.
اغلب عادتم بوده اولین هایم را ثبت کنم یک جایی؛ چون هیچ مزه ای نیست که همیشه زیر زبانمان باقی بماند و هیچ اولین ای نیست که بدون ثبت شدن در ورقه ی کاغذی جایی، گوشه ای از ذهنمان را تا ابد در اختیار داشته باشد. همه ی مزه ها، هر چقدر هم که خوش، بالاخره یک روز از زبانمان پاک می شوند.
این پست، تنها و تنها به خاطر ثبت واقعه ی رخ دادنِ یک "اولینِ دیگر در زندگی ام" نوشته شده. تنها و تنها به دلیلِ به خاطر سپرده شدنِ حس دلنشین و دلچسبی که امروز داشتم.
باشد که این حس ادامه یابد :)
ضمیمه 1 : پست اصلی ای که الان چهار روز است می خواهم بنویسم را هنوز موفق به نوشتنش نشده ام.
ضمیمه 2 : بهتر است از روزهایی که هیچ کاری نمی کنیم.
ضمیمه 3 : خوشا ناگهان بودنِ عشق ... شبیهِ گُلی در میان علف ها!
ضمیمه 4 : یک اسمس، و دوازده دقیقه ی بعد یک ایمیل! به این می گویند همه ی آنچه که منتظرش بودی!
ضمیمه 5 : تمدید برنامه ی دوچرخه سواری صبحگاهی با پسرها.
ضمیمه 6 : به قول سید علی میرافضلی، "برسانم به مسیری که به باران برسد".
+ سه شنبه سوم مرداد ۱۳۹۶ - ۱۲:۱۹ ق.ظ - هدی |
برچسب:
نویسنده: کیانوش حیدری
تاريخ: دوشنبه
9 مرداد
1396 ساعت: 19:24