ضمیمه 1 : در کتاب "وداع با اسلحه" که دارم می خوانمش، مثل خیلی از کتاب هایی که در بازه ی زمانی بعد از جنگ جهانی توسط نویسنده های امریکایی یا انگلیسی نوشته شده اند، شخصیت اصلی یک سرباز امریکایی است که به کشور دیگری رفته - در مورد این کتاب، به ایتالیا - و در حال جنگ با آلمان ها است.
بعد فکر کردم، این احتمالا فقط به نظر ما خیلی عجیب است که یک سرباز ایرانی برود سوریه یا عراق یا لبنان و در کشوری به جز کشور خودش بجنگد، در حالی که سربازهای انگلیسی و امریکایی سال هاست به این قضیه عادت کرده اند؛ چه در سال های جنگ جهانی و چه در سال های نزدیک تر که سربازان امریکایی به عراق و سربازان انگلیسی به افغانستان فرستاده می شدند. لابد به نظر هیچ کدام شان عجیب نیامده که باید به کشور دیگری بروند و دور از خانواده بدون وجود هیچ دلبستگی ای به آن میهن و آن سرزمین بجنگند و احتمالا کشته شوند.
واقعا به نظرم عجیب می آید که می توانند سربازان شان را به چنین مناطقی با کیلومترها فاصله با کشور خودشان بفرستند.
ضمیمه 2 : حساسیت فصلی پدیده ای بسیار بسیار بسیار مزخرف است به نظرم.
بیچاره شدم بس که شب ها عطسه کردم!
ضمیمه 3 : مشخصا فکر نمی کردم آخر هفته ی گذشته بخواهد خبر ازدواجش را بهم بدهد! واقعا کف کردم.
و حالا به هر دو مخاطبی که این ضمیمه را می خوانند تبریک می گویم! ;)
ضمیمه 4 : فردا روز به خصوصی برای من است. اولین تجربه ام خواهد بود که نمی دانم قرار است چطور بگذرد.
اما همین که بالاخره چنین روزی رسید مرا بی نهایت خوشحال می کند. حتی اگر از در تو نرفته، برگردم! :))
ضمیمه 5 : باید حتما یک سر بروم آنجا و تمام فرآیندهای "رُشد آلودِ" خودم را برایش توضیح بدهم!
ضمیمه 6 : هر چقدر بزرگتر می شوم شناختم از خودم بیشتر می شود. حالا می توانم خیلی راحت پیش بینی کنم که در فلان موقعیت، فلان حس را خواهم داشت. می توانم درک کنم که اگر بَهمان حسّ ناراحت کننده را دارم به خاطر این است که این قسمت از شخصیتم ضعیف است و باید تقویتش کنم. می توانم خیلی سریع و در چند جمله ی کوتاه، کلّ نیمه های پنهان وجودم را از تهِ ته و به صورت عُمقی توضیح دهم.
به گمانم همه مان باید در زمینه های روانشناختیِ وجود انسان مطالعاتی داشته باشیم. این واقعا احساس دلچسبی است وقتی خودت را بیشتر می شناسی و می توانی وجودت را بدونِ از کوره در رفتن و داد زدن و خسته و نا امید شدن، درک کنی.
و چقدر بیشتر می توانی خودت را دوست بداری. - این از همه اش بهتر است.
برچسب:
نویسنده: کیانوش حیدری