خرید بک لینک
هیچ چیز حالم را خوب نمی کند دیگر. هیچ چیز.
نه چرخیدن در فروشگاه های مورد علاقه ام، نه آرایش کردن، نه نوشتن، نه کتاب خواندن، نه رانندگی، نه سه روز در هفته بعد از ظهرها، نه هوای ابری، نه آهنگ، نه جکوزی، نه لاک قرمز جیغ، نه وبلاگ، نه شیرکاکائوی میهن، نه ویراژ و سرعت وحشتناک، نه آواز با صدای بلند، نه سینما، نه آدم برفی، نه مرتب کردن گل ها، نه کنسرت، نه پیتزای شماره ی 21 مورانو، نه حتی مهمانی های فامیلی ...
به طرز باورنکردنی ای هیچ چیز حال این روزهایم را خوب نمی کند دیگر.
بیشتر از هر زمان دیگری احساس می کنم زندگی ام دارد حال به هم زن ترین روزهایش را سپری می کند. و من وسط این "حال به هم زن ترین روزها" در حال خفه شدن هستم بس که اشک هایم را قورت دادم و به خودم یادآوری کردم "الان وقتش نیست".

ضمیمه 1 : 
خفته اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا مشتِ خاکستر

ضمیمه 2 : اکثر آدم ها فکر می کنند کسی که دارد وارد فازهای افسردگی زندگی اش می شود صبح تا شب و شب تا صبح می نشیند یک گوشه زل می زند به نقش قالی و فکر می کند امروز چطور میتوانم خودکشی کنم؟
غافل از اینکه، کسی که دارد وارد فازهای افسردگی زندگی اش می شود می تواند یک نفر مثل من باشد. می تواند احساس کند که دپرشن بیشتر از هر زمان دیگری به او نزدیک شده؛ می تواند کاملا بفهمد که اگر جلوی این افسردگی نایستد کل زندگی اش بلعیده خواهد شد. می تواند حتی سعی کند برای این ایستادگی، و هر بار کمتر از قبل موفق شود.
کسی که دارد وارد فازهای افسردگی زندگی اش می شود می تواند یک نفر مثل من باشد؛ که دلش بخواهد هر روز و هر ساعت بماند توی خانه، بماند توی اتاق؛ و هیچ کاری نکند. هیچ کسی را نبیند، هیچ قراری نداشته باشد، هیچ برنامه ای برای انجام دادن و هیچ جایی برای حضور داشتن نداشته باشد. می تواند مثل من بنشیند وسط کوهی از لباس ها که روی هم تلنبار شده اند و جعبه کفش هایی که از کمد ریخته اند بیرون و هر بار که پایش را می گذارد توی اتاق از شدت به هم ریختگی عُق اش بگیرد اما هیچ اقدامی برای مرتب کردن اتاقش نکند. می تواند مثل من نوزده روز باشد که روی زمین می خوابد و در طی این مدت تخت خوابش مملو از چیزهایی شده باشد که جایشان طبیعتا توی کتابخانه و دراور و کمد است. می تواند مثل من لای به هم ریختگی زندگی اش و روزهایش و ذهنش و حتی اتاقش، هی تکیه بدهد به تخت و تنها وبلاگ بنویسد و روزی سیصد بار یادش بیاید چقدر وقت است که یک صفحه کتاب نخوانده و هیچ کدام از کارهای مربوط به DVD کوفتی و تولد و پایان نامه و دکتر پوست را انجام نداده است.
کسی که دارد وارد فازهای افسردگی زندگی اش می شود می تواند یکی مثل من باشد. که از شدت ناراحتی و دلمردگی برسد به جایی که دیگر هیچ کدام از کارهای سابق حالش را خوب نکند.

ضمیمه 3 : دلیل یک افسردگی فقط این نیست که چیزهایی داشته باشی و آنها را از دست بدهی. برای افسرده شدن الزاما نباید اتفاق هولناکی افتاده باشد تا احساس دلمردگی بکنی.
گاهی فقط کافی است هیچ چیز نداشته باشی تا حالت خراب بشود، فقط کافی است هیچ اتفاقی نیفتد تا افسرده بشوی.

ضمیمه 4 : چون مطمئنم عده ای باز پای مسائل عاطفی را کشیده اند وسط می گویم. تنها چیزی که در حال حاضر هیچ ربطی به روزهای مشوش زندگی ام ندارد مسائل عشقی و عاطفی است. تنها چیزی که الان نه منتظرش هستم نه اساسا حوصله اش را دارم ارتباطات عاطفی است.

ضمیمه 5 :
ای بهارِ همچنان تا جاودان در راه!
همچنان تا جاودان بر شهرها و روستاهای دگر بگذر
هرگز و هرگز
بر بیابان غریب من
منگر و منگر
سایه ی نمناک سبزت هر چه از من دورتر، خوش تر
بیم دارم کز نسیمِ ساحرِ ابریشمین تو
تکمه ی سبزی بروید باز، بر پیراهن خشک و کبود من.
همچنان بگذار
تا درودِ دردناکِ اندُهان ماند سرود من.

ضمیمه 6 : امشب عمیقا آرزو کردم کاش همین چهار نفر و نصفی هم اینجا را نمی خواندند و من می توانستم بی پروا همه ی حس هایم را بنویسم.

ضمیمه 7 : این حجم از زبان نفهمی واقعا نوبر است.

ضمیمه 8 : 
عمر من دیگر چون مردابی است
راکد و ساکت و آرام و خموش
نه از او شعله کشد موج و شتاب
نه در او نعره زند خشم و خروش
...
همه این است و جز این چیزی نیست
عمر بی حادثه ی بی جر و جوش
دفتر خاطره ای پاک سپید
نه در او رسته گیاهی، نه گلی
نه بر او مانده نشانی، نه خطی
اضطرابی، تپشی، خون دلی.
ای خوشا آمدن از سنگ، برون
سر خود را به سر سنگ زدن
گر بود دشت، گذشتن هموار
ور بود درّه سرازیر شدن
ای خوشا زیر و زبرها دیدن
راه پر بیم و بلا پیمودن
روز و شب رفتن و رفتن شب و روز،
جلوه گاه "ابدیت" بودن ...
عمر من اما چون مردابی است
راکد و ساکت و آرام و خموش
نه در او نعره زند موج و شتاب
نه از او شعله کشد خشم و خروش

ضمیمه 9 : 
قاصدک!
ابرهای همه عالم شب و روز
در دلم می گریند.

+  سه شنبه دهم بهمن ۱۳۹۶ -  ۱۲:۰ ق.ظ  -  هدی 

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدری تاريخ: شنبه 14 بهمن 1396 ساعت: 22:16

صفحه بندی