ضمیمه 1 : مردم ایران البتّه که مردم بزرگی بوده اند در گذشته و فرهنگ و تمدنی غنی دارند، اما به نظرم مردم ایران مردمی احمق هم هستند اگر باور کنند مردی خیرخواه شان است که نمی فهمد سال ها قبل از اینکه قبائل عرب دست از سوسمارخواری بردارند خلیج پارس متعلق به مردم پرشیا بوده.
ضمیمه 2 : دیشب تا حرف های ترامپ تمام شد، فکر کردم کاش حداقل اگر قرار است جنگی دربگیرد دو سه روز بیفتد عقب! من با این خونریزیِ دندان واقعا شرایط شرکت در جنگ را ندارم! :)))
ضمیمه 3 : واقعا جای طرح "نگارخانه ای به وسعت یک شهر" در اردیبهشت امسال تهران خالی است.
ضمیمه 4 : چقدر دلم می خواست می رفتم نمایشگاه گل و گیاه. به یاد سال های گذشته.
ضمیمه 5 : لابد اگر الان دندان جلویی توی فک ام بود به جای اینکه یک پیچ ایمپلنت توی استخوان هایم باشد، کلی بیشتر می توانستم از هوای فوق العاده قشنگ و بهاری تهران لذت ببرم.
ضمیمه 6 : دو ساعت و ربع بعد که کارش تمام شد، بلند شدم رفتم نشستم روی صندلی و بی توجه به اینکه سه چهار نفر غریبه نشسته اند آنجا، پنجاه و پنج دقیقه زار زار گریه کردم! واقعا احساس می کردم زنده از درِ مطب بیرون نمی روم و حداقلش این است که از شدت ضعف و درد، غش می کنم! - که هنوز نمی دانم چطور، اما نکردم!
بعدا فهمیدم پیوند استخوان از استخوان های فکّ افرادی است که مرگ مغزی شده اند. و هوووووق! یعنی الان من یک استخوان مرگ مغزی شده توی دهنم دارم!
ضمیمه 7 : همیشه همینطوری است. مسلسل وار هزارتا برنامه ی فشرده برایت چیده می شود وقتی مثلا هنوز روکش ایمپلنت ات نصب نشده و درد داری.
تورِ خانه های ممنوعه ی قجری را بگو! کوفتی! :((((
ضمیمه 8 : چندین سال قبل، مامان جمله ای بهم گفت که من هنوز هر از گاهی یاد حرفش می افتم و فکر می کنم واقعا جمله ی درستی است. اینکه محبت، تزریق کردنی نیست. نمی شود به هیچ دلی محبت تزریق کرد.
ضمیمه 9 : ماجرا این است که به قول سعدی اگر یک وقت به روزگاران مهری نشسته بر دل، درمانش همان است که بیرون نمی توان کرد الّا به روزگاران.
برچسب:
نویسنده: کیانوش حیدری