همراه مدارکی که باید به کارگزینی تحویل می دادم نتیجه ی یک تست شخصیت شناسی هم بود.
دیشب تست را دادم و سوال هایش به نظرم بی نهایت مسخره و مضحک آمد.
به طرز باورنکردنی ای، نتیجه ی تست بی نهاااااااااااااایت منطبق با من بود!
نیاز به اطمینان از موقعیت – سمت – خود و انتظارات دیگران از خود دارند تا بتوانند در هر مسیری گام بردارند. به همین دلیل تقریبا از ریسک متنفر هستند (100%) و به ندرت دست به اقدامی می زنند مگر آن که کاملا در خصوص نتایج و عواقب آن مطمئن باشند(100%) ممکن است خیلی "به اعصاب دیگران نوک بزنند". توانایی افزایش اثربخشی تیمی از طریق افزایش توانایی خود در گرم کردن روابط و مشارکت دهی دیگران را دارند و در موقعیت هایی که گروهی می خواهند به اهداف درست و اخلاقی دست یابند بهترین توانایی رهبری را از خود نشان می دهند. تصمیم گیری سریع یا بدون دقت در کارهایشان جایی ندارد. خریداران ظریف و دقیقی هستند که قیمت ها و کیفیت ها را با هم مقایسه می کنند. معمولا موقع خرید حواسشان به تخفیف ها، بن های خرید یا جمع آوری امتیاز خرید فروشگاهی هم هست.(100%)
نقاط ضعف :
نیاز به مرزهای مشخص (100%)
خودش را در فرآیندها و دستورالعمل ها محدود می کند
درگیری بیش از حد با جزییات (100%)
ترجیح می دهد در خصوص احساسات صحبت نکند (100%)
به جای مشاجره و بحث، میدان را خالی می کند
مسائل منفی را فراموش نمی کند،(100%) به دیگران مشکوک است
به راحتی افسرده می شود
بزرگترین ترس ها :
انتقاد (100%)
اشتباه کردن (100%)
اشتباه فهمیده شدن (100%)
سازشکاری بر سر استانداردها
مواردی که زیرشان خط کشیده ام خیلی شبیه من اند و مواردی که کنارشان 100% نوشته ام عینا خود من هستند.
دیشب همینطوری پرینت نتیجه ی تست را گرفته بودم توی دستم و در شرایط کف کردگی داشتم فکر می کردم با این سوال های چرت و پرت و مزخرفی که پرسیده شده بود، این حجم شناخت از شخصیت من دقیقا چطوری حاصل شد؟!
هیچ تستی در تمام این سال ها خصوصیات ریز اخلاقی من را این همه دقیق توضیح نداده بود! واقعا در دلم یک آفرین نثار طراح تست شخصیت شناسی مزبور کردم!
ضمیمه 1 : فوتوشوت های هاکوپیان و تیم ملی را نگاه می کنم، ورزش3 نوشته رامین رضاییان و مهدی طارمی به شدت مورد توجه عکاسان بودند چون طارمی ساعت مچی اش را به دست راست بسته بود و رضاییان هم "البته از غلظت ژست هایش جلوی دوربین کم کرده!"
خنده ام می گیرد!
ضمیمه 2 : اینکه طارمی توی بازی با یمن به این خوبی بازی کرد و گل هایی به این تمیزی زد، نشان می دهد فحش هایی که بعد از جام جهانی به خاطر گل نکردن توپ ها خورده بود کاملا کار خودشان را کرده اند و مثمر ثمر واقع شده اند!
حالا کیست که بگوید تنبیه نمی تواند به اندازه ی تشویق موثر باشد!
ضمیمه 3 : اووووووف پر هستم از چیز میز برای نوشتن.
اما باشد همه شان سر موقع!
ضمیمه 4 : حالا که بعد از یک روز کاری، خسته و درب و داغون روی بازوی چپم ولو شده ام روی تخت و دارم وبلاگ می نویسم، فکر می کنم واقعا واقعا فَعَسی اَن تَکرَهوا شَیئاً و هُو خَیرٌ لکُم.
آدم هرگز نمی تواند بفهمد در زندگی چه چیزهایی برایش مقدر شده.
و حدود سه چهار سال است به این نتیجه رسیده ام که هرگز، هرگز هرگز نمی توانیم بفهمیم "دِی" ها چه روزهایی را برایمان کنار گذاشته اند!
ضمیمه 5 : شنبه شب توی نوتس موبایلم نوشتم "به قول حسام؛ به خودت نگو نمی تونم. نمی تونم مال وقتیه که چاره ی دیگه ای داری اما وقتی راه دیگه ای نداری مدام باید به خودت بگی می تونم ... می تونم ... دقیقا همون کاری که من دارم انجام می دم."
حسّ من آن شب کاملا اینطوری بود.
ضمیمه 6 :
به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی
به صد دفتر نشاید گفت حسب الحال مشتاقی!
انقدر از شنیدن ادامه ی این شعر حال کردم و مصرع دومش به نظرم قشنگ آمد که فکر کردم از بس مصرع اول را همه جا و در تمام موقعیت هایی که فوق تخصص دارند هر چیزی را به گند بکشند شنیده ایم و همزمان انقدر مصرع دوم را در هیچ کجا نشنیده ایم که طفلک بی نوا کاملا مهجور مانده!
واقعا به صد دفتر نشاید گفت حسب الحال این حالی که از شنیدن مصرع دوم به ما دست داده! بعله!
برچسب:
نویسنده: کیانوش حیدری
تاريخ: يکشنبه
28 بهمن
1397 ساعت: 12:26