خرید بک لینک
حالا که تنهایی نشسته ام روی مبل راحتی های خانه ی خاله جمیله و در سکوت زل زده ام به پرده های گل گلی ای که از انگلیس برای خودش خریده است و ساعت دیواری خانه ی کانادایش دارد روی دیوار خانه ی تهران 21 و 49 دقیقه را نشان می دهد، فکر می کنم مهم ترین چیز در زندگی زن ها و در تداوم حس های زنانگی شان این است که خیال نکنند با تبدیل شدن به یک همسر و بعد هم احتمالا مادر، همه ی کارها و چیزهایی که می توانسته اند انجام بدهند تمام شده. مهم این است که بفهمیم زن ها برای زنده بودن شان و احتمالا برای مقابله با احساس کپک زدگی که اصولا گریبان همه ی اجناس مونث را در سنین مختلف می گیرد، نیاز دارند ساعت هایی در هفته را به خودشان اختصاص بدهند. فرقی نمی کند خانم دکتر هستی و چندین سال تجربه ی زندگی در کشورهای مختلف را داری و همزمان همسرِ یک آقای دکتر هم هستی و دو تا پسر داری و خانه و ماشین و زندگی مرتب و منظمی داری و اساسا همه ی چیزهایی که یک زن می توانسته تا قبل از 40سالگی اش داشته باشد را یک جا داری. مهم فقط این است که درک کنیم حتی زنی با شرایط فوق الذکر نیز می تواند دلش بخواهد همه چیز را جا بگذارد توی خانه و در را ببندد و 4ساعت از روز دوشنبه ی وسط هفته اش را بدون هیچ دغدغه ای بگذراند.
این همان دلیلی است که من برای تولد 40سالگی خاله جمیله، یک کادوی تولد 4ساعته بهش دادم و الان هم دارم از بچه هایش نگهداری می کنم؛ باشد که زنی با حس های کاملا زنده به خانه برگردد!

ضمیمه 1 : هر چقدر به شنبه نزدیک تر می شویم، خواب های هچل هفت من شدت بیشتری پیدا می کنند.
صبح امروز وقتی بیدار شدم احساس می کردم با کل تیمی که قرار است روز شنبه ببینم شان از دیشب تا صبح دست به یقه بوده ام!

ضمیمه 2 : بهم گفت تا به حال هیچ کدام از caseهای پیوند لثه و پیوند استخوان که دیده است به خوبی پیوندهای من نبوده اند و هیچ پیوندی تا به حال به اندازه ی پیوندهای من جواب نداده.
گفتم احتمالا به این دلیل است که تا به حال هیچ case ای ایمپلنت و در نتیجه پیوند لثه و پیوند استخوان در 25سالگی اش نداشته!

ضمیمه 3 : همه اش دارم به حرفی که لیلا حاتمی توی فیلم بمب به پیمان معادی زد فکر می کنم. اینکه از کجا معلوم وقتی توی خیابان با هم راه می رویم یا وقتی تو داری با من حرف می زنی یاد کس دیگری نمی افتی؟

ضمیمه 4 : بلکه خداوند قسمت بکند این ماه داستانم را بنویسم!
خفه شدم بس که دلم می خواهد یک داستان بنویسم اما هر بار می نشینم پای نوشتن اش، حوصله ام سر می رود.

ضمیمه 5 :
در دل ندهم ره پس از این مِهر بُتان را
مُهرِ لب او بر در این خانه نهادیم
المِنّه لله که چو ما بی دل و دین بود
آن را که لقب عاقل و فرزانه نهادیم!
حافظ

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدری تاريخ: يکشنبه 28 بهمن 1397 ساعت: 12:26

صفحه بندی