خرید بک لینک

زندگی ام می گذرد در این روزها، در این هفته ها.
گاهی روزهایش معمولی، گاهی روزها مزخرف با وحشی بازی ها و اخلاق های گند جناب آقای مهندس قاف. طبق معمول همیشه، گاهی روزها هم عالی با کل کل های مهندس الف. که جوابش را می دهم و دلم عمیقا خنک می شود.
چیزی که این روزها نسبت به قبل اضافه شده قضیه ی شناخت است. شناخت آدم ها از یکدیگر، که در روزهای با هم بودنمان شکل می گیرد و در لا به لای دقایق انجام پروژه ها با لیوان های چای در دست رخ می دهد ... شناخت هایی که عمیق می شوند در روزهایی که در دیتاسنتر می نشینیم و در بیمارستان مقیم هستیم ...
زندگی همیشه روزهای خوب و بد را با هم داشته. مهم این است که حتی وسط روزهای بدمان، چه چیزی به دست می آوریم و چه تجربه هایی کسب می کنیم.

ضمیمه 1 : همچنان دارم تلاش می کنم عقاید یک دلقک را پیش ببرم. کتاب بی نهایت مسخره و مزخرفی است! عمیقا!!

ضمیمه 2 : برای رسیدن آبان خوشحالم. حتی اگر این واقعیت تلخ را بدانیم که امسال این "بیست و هشتِ هشتِ نود و هشت" من را وارد بیست و هشت سالگی ام می کند در حالی که در زندگی به اندازه ی بیست و هفت ساله شدن تجربه کسب نکرده ام!

ضمیمه 3 : یک روز تعطیل، که از ساعت 2:30 بعد از ظهر مسلسل وار تا شب فوتبال پخش می کند! آیا روزی بهتر از این داریم؟؟
من به شما جواب می دهم که، خیر!

ضمیمه 4 : حوصله ام قشنگ سر رفته. چقدر باید توضیح بدهم که من چرا در ترم 6 از امیرکبیر انصراف دادم و چرا در همین لحظه با داشتن پدر دکترم سر کار می روم و چرا با وجود چیزهای اذیت کننده در شغل فعلی از این کار استعفا نمی دهم و چرا علی رغم اصرار بیش از اندازه ی مامان از ایران نمی روم و چرا در همین جایی هستم که هستم در حالی که می توانستم مثلا در یک نقطه ی خیلی خیلی خفن باشم.
حالم دارد به هم می خورد از شنیدن این سوال ها. و بیشتر از آن، از تلاش برای جواب دادن به دیگران و قانع کردن آدم هایی که بعد از پنجاه دقیقه شنیدن توضیحات من، دهنشان را کج می کنند و می گویند "من جای تو بودم این کارو نمی کردم."
چقدر مگر می شود مبارزه کرد با این جمله و خسته هم نشد؟؟

ضمیمه 5 : در روح مبارک ارنستو والورده و بارسلونا و لئو مسیِ کوفتی لامصب، که بیشتر از دوازده سال است خون به جگر من و همه ی رئالی ها کرده!

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدری تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 14:36

صفحه بندی