خرید بک لینک

من همزمان که دارم اسمس ها و پیغام های دیگران را می خوانم، تصحیح نگارشی هم می کنم. همزمان که روی message گوشی ام می خوانم "صبح به خیر.امیدوارم بهترشده باشید" توی ذهنم تصحیح می کنم "صبح بخیر نقطه. فاصله امیدوارم بهتر فاصله شده باشید".
همزمان که توی واتس اپ برایم نوشته "تعطیلشون کردن..بخاطر برف.." من می خوانم "تعطیلشون کردن فاصله سه نقطه به خاطر برف فاصله سه نقطه".
همزمان که می خوانم "باشگاه نبود .باشرمندگی زنگ زدم دفتر ." تصحیح می کنم "باشگاه نبود بی فاصله نقطه. فاصله با فاصله شرمندگی زنگ فاصله بی فاصله زدم دفتر بی فاصله نقطه."
همزمان که می خوانم "به خاطره همشون، یعنی فقط کتابِ" تصحیح می کنم "به خاطر همشون ویرگول نقطه؛ یعنی فقط کتابه نقطه." همزمان که همه چیز را می خوانم بین نقطه ها اسپیس می گذارم و بین کلمه های مورد نیاز، نقطه.
به گمانم این یک بیماری است که همه ی نوشته ها را در ذهنت تصحیح می کنی. حتی لیست خرید بابا. حتی نوشته ی روی کاغذ چروکیده و زرد رنگ شیشه ی نانوایی. حتی متن بیلبورد سر میدان.

ضمیمه 1 : فکر می کنم، فرق حالت فعلی با حالت آقای رئیس سابق چیست وقتی همه ی کارهایی که آن موقع شد و بهش معترض بودیم حالا هم اتفاق افتاد؟ دلار سه برابر شد، بنزین گران شد، اغتشاش و شلوغی شد که در پی اش اینترنت را قطع کردند، فقط یک قلم سه هزار میلیارد دلار اعلام نشد که هنوز دیر نشده!
واقعا مسخره بود اگر پیش از این می شنیدیم در قرن 21 در یک کشور به مدت یک هفته اینترنت را روی 80 میلیون نفر آدم قطع کرده اند! واقعا چه کسی می توانست چنین چیزی را باور کند اگر خودمان به چشم نمی دیدیم؟!

ضمیمه 2 : باور نمی کردم دولت تدبیر و امید و کسی که خودم بهش رای داده ام برساندمان به جایی که وسط داد و فریاد مردم بشنوم دولت بی کفایت، استعفا استعفا.

ضمیمه 3 : دوتا پست در آبان منتشر می کنم که در روزهای قطعی اینترنت توی نوتس گوشی ام نوشته بودمشان و - اگرچه که از روز نوشتنشان گذشته اما - من آنها را در هفته ای که گذشت نوشته بودم و دلم نمی خواهد سال ها بعد یادم بیفتد امسال همچین ماجرای مسخره ای برای اینترنت پیش آمده و نتوانسته ام این پست ها را منتشر کنم!

ضمیمه 4 :
به هر حال با آنکه ظواهر امر حکایت از کمبود آذوقه می کرد برای سکوئیلر مشکل نبود که به حیوانات ثابت کند در واقع کمبودی نیست و مقتضیات ایجاب کرده است که در میزان جیره تعدیلی به عمل آید (سکوئیلر همیشه کلمه ی "تعدیل" را به کار می برد نه "تقلیل") اما با مقایسه با زمانِ جونز همه چیز ترقی کرده بود. سکوئیلر به سرعت اعدادی پشت سر هم می خواند تا به حیوانات نشان دهد حالا از زمان جونز جوی بیشتر، یونجه ی فراوان تر و شلغم زیادتری دارند، ساعات کمتری کار می کنند و آب آشامیدنی شان گواراتر، عمرشان طولانی تر، بهداشت نوزادان بهتر شده است؛ در طویله کاه بیشتر دارند و مگس کمتر آزار می دهد. حیوانات تمام این مطالب را باور می کردند. در واقع خاطره ی دوره ی جونز تقریبا محو شده بود. می دانستند که زندگی امروزشان سخت و خالی است، غالبا گرسنه اند، سردشان است و معمولا جز هنگام خواب کار می کنند. ولی بی شک روزهای قدیم از امروز هم بدتر بوده است. از این طرز فکر خشنود بودند. به علاوه آن روزها آنها برده بودند و امروز آزادند و خود این مسئله بزرگترین برتری زندگی امروز نسبت به گذشته بود و نکته ای که سکوئیلر هیچگاه از اشاره بدان غفلت نمی کرد.
از کتاب قلعه ی حیوانات، نوشته ی جورج اورول.

ضمیمه 5 : کتاب بی نهایت خاصی است که به طرز باورنکردنی ای در همه جا صدق می کند. مطمئنا عده ای در سال های پیش از انقلاب این کتاب را خوانده اند و فکر کرده اند در شرایط شان صدق می کند - وگرنه که این همه آدم با هم انقلاب نمی کردند! - در شرایط فعلی کشور هم صدق می کند. حتی به طرز باورنکردنی ای در مرکز کامپیوتر بیمارستانی که در آن کار می کنم هم صدق می کند!
آن یکی کتاب جورج اورول 1984 هم خیلی کتاب خاصی بود که خط به خط اش را که می خواندی خیال می کردی واقعیت است!

ضمیمه 6 : هدیه و مامان روی هم 10جلد کتاب برای کادوی تولدم خریده اند! :)))
هووووووف! کتاب فعلا، بر باد رفته جلد اول.

برچسب: نویسنده: کیانوش حیدری تاريخ: شنبه 9 آذر 1398 ساعت: 15:37

صفحه بندی