این روزهای من شب می شوند بدون اینکه بفهمم چطور. بدون اینکه هیچ ایده ای داشته باشم روزهای یازده ساعت و پنجاه دقیقه ای مهر چطور بر من به اندازه ی یک ساعت و پنج دقیقه می گذرند.
در عوض شب هایم طولانی اند؛ شب هایی پر از فکر و خیال. پر از بوی تینر و رنگ و حضور مداوم پشه ها در اتاق من. شب هایی در مصاحبت با آقای عین. و پسر کوچکش و یاد همسر مرحومش. شب هایی با درد شدید در نواحی مهره های L2 تا L4 کمرم. شب هایی با شرح پریشانی خورشیدشاه حلب برای رسیدن به مه پری و تدبیرهای عیّارانه ی سمک. شب هایی با صدای نوحه ی تکیه ی رو به روی بالکنم.
شب هایی با اشک ها و گریه های پنهانی.
من، و همه ی شب هایی که از فکر و خیال خوابم نمی برد.
ضمیمه 1 : درس اخلاقی این روزهایم این بود که هیچ وقت احدی را به سخره نگیرید، مخصوصا افراد کمردردی را! زیرا که در کسری از ثانیه خودتان به کمردرد دچار خواهید شد!
ضمیمه 2 : یک چیزی در بین حرف هایش گفت که مرا به شدت به فکر فرو برد. گفت از عاشورا باید درس همدلی بگیریم، درس در کنار هم بودن. چرا این همه با هم دشمنی های الکی می کنیم؟ چرا فکر می کنیم ماجرای بین خودمان و کسانی که با آنها دشمنی می کنیم همان داستان امام حسین و یزید است که دارد تکرار می شود؟ چرا به نظرمان می آید که ما امام حسینیم و بقیه یزید اند؟
چرا این همه خودمان را بر حق می دانیم؟
واقعا بعد از حرف هایش به فکر فرو رفتم.
ضمیمه 3 : دلمان سخت هوای هووی خانم میم. را کرده، هفته هاست که هوویشان را ندیدیم و دلتنگ تنفس در هوایشان هستیم.
ضمیمه 4 :
ای چشم تو بیمار، گرفتار، گرفتار
برخیز، چه پیش آمده این بار علمدار؟
گیریم که دست و عَلَم و مَشک بیفتاد
برخیز، فدای سرت انگار نه انگار
فاضل نظری
برچسب: 21 live,21 livermore rd wellesley ma,21 alive news,21 livonia station,21 living at home,21 live tv,21 livingston lane lancaster pa,21 living place bangkok,21 livingston ave staten island,21 living with parents,
نویسنده: کیانوش حیدری
تاريخ: پنجشنبه
22 مهر
1395 ساعت: 5:50